<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سنجش روانی تربیتی</title>
    <link>https://ijpa.znu.ac.ir/</link>
    <description>سنجش روانی تربیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روانسنجی مقیاس کیفیت زندگی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در جامعه ایران</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733148.html</link>
      <description>اختلال طیف اوتیسم یکی از شایع‌ترین اختلالات رشدی در کودکان است که به‌واسطه‌ی مشکلات در تعاملات اجتماعی، ارتباطات و رفتارهای تکراری، تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی آنها دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس کیفیت زندگی کودکان مبتلا به اوتیسم در جامعه ایران است. این مطالعه از نوع کاربردی و به روش تحلیل عاملی انجام شد. جامعه آماری آن شامل کودکان ۵ تا ۱۰ ساله مبتلا به اوتیسم در تهران بود که در سال ۱۴۰۳ به مراکز تخصصی اوتیسم مراجعه کرده بودند. از میان آنها ۳۰۰ کودک (۱۷۷ دختر و 123 پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و والدین آنها به‌صورت حضوری یا برخط پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند. ابزار پژوهش، مقیاس اضطراب برای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم-نسخه والدین و کیفیت زندگی کودکان مبتلا به اوتیسم بود. ضریب آلفای کرونباخ 0/81 برای کل مقیاس و ضریب بازآزمایی به فاصله یک هفته 0/87 به دست آمد که اعتبار مطلوب مقیاس را تأیید کردند. همچنین روایی محتوایی به لحاظ کیفی و کمی تحت نظر متخصصان تأیید شد. برای تمامی گویه&amp;amp;shy; ها شاخص&amp;amp;nbsp;CVR بیش از 0/80 و شاخص CVI بیش از 0/90 بود. روایی همگرا با همبستگی منفی با مقیاس اضطراب کودکان اوتیسم 0/29-&amp;amp;nbsp;و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ساختار سه عاملی (بهزیستی هیجانی، ارتباط بین‌فردی و خودتعیین‌گری) مقیاس، برازش مناسبی با داده‌ها دارد. تبیین یافته &amp;amp;shy;ها حاکی از آن است که این مقیاس می&amp;amp;shy; تواند ابزاری روا و معتبر برای ارزیابی کیفیت زندگی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در جامعه ایران به شمار آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روانسنجی نسخه کوتاه مقیاس اعتیاد به تلفن هوشمند در بزرگسالان ایرانی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733211.html</link>
      <description>اعتیاد به تلفن هوشمند به ‌عنوان یک اعتیاد رفتاری نوظهور، توجه فزاینده‌ای در حوزه روان‌شناسی و علوم رفتاری جلب کرده است. گسترش فراگیر استفاده از تلفن‌های هوشمند، در کنار مزایای متعدد، پیامدهای جسمانی، روان‌شناختی و اجتماعی قابل توجهی را به‌همراه دارد و بر کیفیت خواب، سلامت‌ روان و روابط بین‌فردی تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تأیید ویژگی‌های روانسنجی نسخه کوتاه مقیاس اعتیاد به تلفن همراه هوشمند (SAS-SV) در جمعیت بزرگسال ایرانی انجام شد. روش مطالعه توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و در حوزه روانسنجی تعریف گردید. جامعه آماری شامل شهروندان ۱۸ تا ۴۵ سال شهر زنجان در سال ۱۴۰۳ بود که ۳۵۷ نفر به‌‌صورت برخط در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل نسخه کوتاه مقیاس اعتیاد به تلفن همراه هوشمند، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ و پرسشنامه اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر موبایل بودند. اعتبار درونی مقیاس با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی زمانی با آزمون بازآزمایی سنجیده شد. روایی ابزار از طریق ارزیابی محتوایی توسط متخصصان، همگرایی با ابزارهای مشابه، تحلیل عاملی تأییدی و مقایسه گروه‌های شناخته‌شده بررسی شد. نتایج نشان داد ضریب آلفای کرونباخ مقیاس 0/86 و ضریب همبستگی درون‌طبقه‌ای بازآزمایی 0/89 است. شاخص‌های CVI و CVR برای تمامی آیتم‌ها در سطح مطلوب قرار گرفتند و همبستگی معنادار این مقیاس با ابزارهای مشابه، روایی همگرای آن را تأیید کرد. تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مناسب مدل را نشان داد. یافته‌ها تأکید می‌کنند که نسخه فارسی مقیاس کوتاه اعتیاد به تلفن همراه هوشمند از روایی و اعتبار مطلوب برخوردار است و قابلیت استفاده به‌عنوان ابزار معتبر برای غربالگری و سنجش اعتیاد به تلفن هوشمند در پژوهش‌های علمی و کاربردهای بالینی در جامعه ایرانی را داراست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر پارامترهای تمیز و دشواری در کارایی رویکردهای تشخیص کنش افتراقی سؤال با حضور عامل حدس</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733215.html</link>
      <description>سوگیری اندازه‌گیری می‌تواند روایی آزمون را به خطر بیندازد و یافته‌ها نشان می‌دهد پارامترهای سؤال در ایجاد سوگیری آزمون نقش مهمی دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی روش بهینه سه‌پارامتری برای تشخیص کنش افتراقی سؤال با در نظر گرفتن اثر پارامترهای سؤال بود. این تحقیق از نوع کاربردی و در زمره مطالعات روانسنجی قرار می‌گیرد. داده‌های مورد نیاز بر اساس متغیرهای مستقل شامل نوع آزمون (رگرسیون غیرخطی، لرد و راجو سه‌پارامتری)، طیف پارامترها (کم، متوسط و زیاد) و پارامترهای سؤال شبیه‌سازی شد. شبیه‌سازی با دستکاری 20 درصد سؤالات دارای کنش افتراقی با شدت اثر 5/0 انجام گرفت. داده‌ها در 10 مجموعه و در مجموع 90 مجموعه تولید شد و برای هر مجموعه سه آزمون تشخیص کنش افتراقی اجرا شد که در مجموع 270 آزمون را شامل می‌شد. نتایج نشان داد اثر اصلی متغیر آزمون معنادار است و آزمون رگرسیون غیرخطی عملکرد بهتر و معناداری نسبت به آزمون راجو سه‌پارامتری دارد. همچنین، در شرایطی که پارامتر دشواری در سطح متوسط قرار دارد، میزان تشخیص صحیح کنش افتراقی بیشتر از شرایطی است که این پارامتر در سطح کم یا زیاد باشد. علاوه بر این، افزایش پارامتر تمیز باعث افزایش میزان تشخیص صحیح کنش افتراقی توسط آزمون‌ها شد. در مقابل، طیف‌های مختلف پارامتر حدس، تفاوت معناداری در کارایی آزمون‌ها ایجاد نکردند و عملکرد آزمون‌ها در تمام سطوح این پارامتر یکسان بود. این یافته‌ها نشان‌دهنده اهمیت توجه به پارامترهای دشواری و تمیز در تشخیص کنش افتراقی سؤال است. بر اساس نتایج، می‌توان نتیجه گرفت که روش رگرسیون غیرخطی در آزمون‌هایی که اثر حدس وجود دارد، می‌تواند به‌عنوان جایگزینی مفید و کارآمد برای روش‌های مبتنی بر نظریه پاسخ به سؤال (IRT) در تشخیص کنش افتراقی سؤال مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایی و اعتبار مقیاس والدآزاری در نمونه ایرانی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733216.html</link>
      <description>یکی از چالش‌های رو به گسترش در خانواده‌ها که توجه روانشناسان را برانگیخته است والدآزاری است. با وجود اهمیت این پدیده ابزار مناسبی برای اندازه‌گیری آن در جامعه ایران وجود ندارد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی ویژگی&amp;amp;shy;های روانسنجی مقیاس والدآزاری نوجوانان در جامعه ایران بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی به طور ویژه روانسنجی بود. گروه نمونه 424 نفر از دانش&amp;amp;shy;آموزان متوسطه دوره اول و دوم شهر همدان بودند که 234 تن از آنان پسر و 190 تن از آنان دختر بودند؛ 205 تن از شرکت&amp;amp;shy;کنندگان پرسشنامه را درباره مادر و 219 تن نیز درباره پدر تکمیل کردند. به منظور بررسی اعتبار آزمون از روش&amp;amp;shy;های بازآزمایی و آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار این ضریب برای خرده‌مقیاس والدآزاری روان‌شناختی برابر با ۸۵/۰، برای خرده‌مقیاس والدآزاری فیزیکی برابر با 0/74 و برای کل پرسشنامه برابر با ۸۵/۰ بود. این مقادیر به‌ وضوح بیانگر سطح مطلوب و قابل قبول پایایی ابزار بوده و نشان دادند که گویه‌های پرسشنامه از انسجام درونی مناسبی برخوردارند. افزون بر این، برای افزایش دقت در سنجش پایایی، ضریب اعتبار اومگا مک‌دونالد نیز محاسبه شد که مقدار اومگا برای والدآزاری روان‌شناختی 0/85، برای والدآزاری فیزیکی 0/72 و برای کل پرسشنامه 0/83 بود. روایی محتوایی به صورت کیفی و کمّی تأیید شد و برای همه گویه&amp;amp;shy;ها مقدار CVR بیش از 0/80 و مقدار CVI بیش از0/90 بود. در بررسی روایی عاملی از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) بهره گرفته شدکه هشت شاخص در محدوده مطلوب قرار گرفتند و شاخص&amp;amp;shy;های تغییرناپذیری مدل اندازه&amp;amp;shy;گیری نیز بر اساس جنسیت فرزند و والدین، در دو گروه نوجوانان دختر و پسر و هر دو والد پایدار و همسان بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی&amp;shy; های روانسنجی مقیاس گرایش به افسردگی ناشی از رسانه&amp;shy; های اجتماعی در نوجوانان و جوانان</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733217.html</link>
      <description>نرخ افسردگی در میان نوجوانان و جوانان در دهه‌های اخیر افزایش یافته است و همزمان با رشد سریع شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته است؛ از آنجا که شناسایی و مقابله با افسردگی مرتبط با استفاده مشکل ساز شبکه‌های اجتماعی نیازمند ابزارهای سنجش اختصاصی است، پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس گرایش به افسردگی ناشی از رسانه‌های اجتماعی (SMID) انجام شد. بنابراین این پژوهش با هدف اعتباریابی مقیاس گرایش به افسردگی ناشی از رسانه‌های اجتماعی (SMID) انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی به‌ طور ویژه روانسنجی بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانان و جوانان 15 تا 35 سال شهر کرج در سال 1404 بود که 550 نفر از آنها به روش در دسترس انتخاب انتخاب شدند و مقیاس SMID را تکمیل کردند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد ساختار سه‌عاملی مقیاس شامل حساسیت و جلب توجه، خودتحقیری و اجتناب از واقعیت، برازش مطلوبی با داده‌ها دارد (0/04RMSEA = ، 0/95GFI = ، 0/93NFI = ، 0/95CFI =&amp;amp;nbsp;، 0/050SRMR =). آزمون t&amp;amp;nbsp;برای مقایسه گروه‌های شناخته شده نیز تفاوت معناداری بین دو گروه کاربران با کمتر از 5 ساعت و بیشتر از 5 ساعت استفاده روزانه نشان داد که از روایی سازه حمایت می‌کند. ضرایب همسانی درونی خرده‌مقیاس‌ها در بازه 0/70 تا 0/74 قرار داشت. طبق نتایج می‌توان نتیجه گرفت که مقیاس SMID&amp;amp;nbsp;ابزاری قابل اتکا و معتبر برای سنجش گرایش به افسردگی ناشی از رسانه‌های اجتماعی در نمونه ایرانی است و قابلیت استفاده در تحقیقات غربالگری و ارزیابی اثربخشی مداخلات را دارد؛ با این حال محدودیت‌هایی از جمله نمونه‌گیری در دسترس و انجام پژوهش در یک شهر واحد وجود دارد و مطالعات آتی می‌توانند با نمونه‌های بزرگتر و متنوع‌تر اعتبار مقیاس را تکمیل‌تر کنند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی مادر - کودک در کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله‌ای: مطالعه موردی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733222.html</link>
      <description>در میان ارجاع‌شدگان به مراکز روان‌درمانی کودک، اختلال نافرمانی مقابله‌ای یکی از شایع‌ترین و پرتکرارترین اختلالات رفتاری محسوب می‌شود که می‌تواند عملکرد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودک را تحت تأثیر قرار دهد. این اختلال و عوامل بنیادین یا زیربنایی آن، در چارچوب آسیب‌شناسی روانی تحولی، نه‌تنها با مشکلات رفتاری دوران کودکی پیوند دارد، بلکه می‌تواند به‌عنوان زمینه‌ساز و پیش‌بینی‌کننده بروز اختلالات شدیدتر و پیچیده‌تر در دوره نوجوانی و بزرگ‌سالی عمل کند. بنابراین، شناسایی و به‌کارگیری روش‌های درمانی متناسب با ویژگی‌های این اختلال، از اهمیت زیادی برای کاهش نشانه‌های فعلی و پیشگیری از آسیب‌های روانی و اجتماعی آتی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی مادر-کودک در کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان ‌۵ تا ‌۷ ساله شهر زنجان در سال ‌۱۳۹۹ بود. این پژوهش با استفاده از طرح مطالعه‌ی موردی انجام شد و تحلیل داده‌ها بر اساس روش‌های نموداری-ترسیمی، محاسبه اندازه اثر و بررسی درصد بهبودی صورت گرفت. از میان جامعه کودکانی که علائم اختلال نافرمانی مقابله‌ای داشتند، ‌۴ کودک به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و پیش و پس از مداخله، با استفاده از پرسشنامه سیاهه رفتاری کودکی (CBCL) و مصاحبه بالینی ساختار یافته ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی مادر-کودک در هر ‌۴ شرکت‌کننده منجر به کاهش قابل‌توجه علائم شده است؛ به‌طوری‌که درصد کاهش علائم در شرکت‌کننده اول ۵۳‌%، دوم ۶۷‌%، سوم ۷۳‌% و چهارم ۵۳‌% گزارش شد. این بهبود در دوره پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار ماند. همچنین، اندازه اثر به‌دست‌آمده برای تمام شرکت‌کنندگان مطلوب و نشان‌دهنده تأثیر بالای این رویکرد درمانی بود. بر اساس یافته‌ها، درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی مادر-کودک می‌تواند رویکردی کارآمد برای بهبود علائم کنونی و پیشگیری از مشکلات روان‌شناختی آینده در این گروه سنی باشد و به ارتقای سلامت روان کودکان کمک شایانی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روانسنجی پرسشنامه باور‌های هیجانی در نمونه‌ای از دانشجویان ایرانی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733223.html</link>
      <description>باورها درباره کنترل‌پذیری و سودمندی هیجانات مثبت و منفی از جمله عوامل زیربنایی هستند که بر تنظیم هیجان و سلامت روان تأثیر می‌گذارند. با توجه به کمبود ابزارهای سنجش در این حوزه، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه باورهای هیجانی (EBQ) و ارتباط این باورها با تنظیم هیجان و علائم اختلالات عاطفی اجرا شد. این مطالعه بر روی ۳۸۸ نفر از جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال در شهر زنجان انجام شد. جهت ارزیابی ویژگی‌های فنّی ابزار، از شاخص‌های روایی محتوایی کیفی و کمّی، تحلیل عاملی تأییدی، همبستگی پیرسون برای سنجش روایی همگرا و همچنین ضریب آلفای کرونباخ و آزمون بازآزمایی برای تعیین پایایی استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد این پرسشنامه از ساختار چهار عاملی شامل کنترل‌پذیری منفی، کنترل‌پذیری مثبت، سودمندی منفی و سودمندی مثبت برخوردار است. ضرایب آلفای کرونباخ برای ابعاد کنترل مثبت 0/74، کنترل منفی 0/79، سودمندی مثبت 0/73 و سودمندی منفی 0/71 به دست آمد که نشان‌دهنده همسانی درونی مطلوب است. همچنین ضریب بازآزمایی با فاصله یک هفته معادل 0/71 ثبات زمانی مقیاس را تأیید کرد. شاخص‌های روایی محتوایی برای تمام گویه‌ها بالاتر از 0/80 گزارش شد. در بررسی روایی همگرا، همبستگی معناداری بین باورهای هیجانی با افسردگی 0/17، با اضطراب 0/22 و با استرس 0/15 مشاهده شد. پرسشنامه باورهای هیجانی در جامعه ایرانی از ویژگی‌های روانسنجی قوی برخوردار است. با وجود محدودیت‌هایی در تعمیم‌پذیری به دلیل ویژگی‌های خاص نمونه، این ابزار می‌تواند به عنوان مقیاسی معتبر در پژوهش‌های بالینی و طراحی مداخلات درمانی جهت ارزیابی باورهای هیجانی و ارتقای سطح سلامت روان جامعه استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتباریابی مقیاس بی‌ علاقگی به مدرسه</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733225.html</link>
      <description>بی‌علاقگی به مدرسه به‌عنوان یک سازه روان‌شناختی کلیدی با کاهش انگیزه تحصیلی، کاهش حضور در مدرسه و تضعیف درگیری تحصیلی مرتبط است و می‌تواند پیامدهایی مانند افت عملکرد تحصیلی و ترک تحصیل را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی مقیاس بی‌علاقگی به مدرسه در دانش‌آموزان دوره متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1404&amp;amp;ndash;1403 بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی-روانسنجی انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دوره متوسطه شهر اردکان بود که از میان آن‌ها 324 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس محقق‌ساخته بی‌علاقگی به مدرسه، پرسشنامه فرسودگی مربوط به مدرسه (سالما-آرو و ناآتانن، 2005) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آزمون کفایت نمونه‌گیری KMO، آزمون کرویت بارتلت، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد مقیاس دارای سه عامل تعامل منفی معلم، بی‌نظمی ساختاری و بی‌معنایی تحصیلی است که در مجموع 22/68 درصد از واریانس کل را تبیین می‌کنند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مناسب مدل را تأیید کرد (RMSEA=0.074؛ CFI=0.954 &amp;amp;nbsp;و (GFI=0.925 روایی همگرا از طریق همبستگی مثبت با فرسودگی مربوط به مدرسه (r=0.543) و روایی واگرا از طریق همبستگی منفی با اشتیاق تحصیلی (r=-0.569) تأیید شد. همچنین، پایایی کل مقیاس با آلفای کرونباخ 93/0 نشان‌دهنده همسانی درونی مطلوب ابزار بود. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد مقیاس بی‌علاقگی به مدرسه از ویژگی‌های روانسنجی مناسبی برخوردار است و می‌تواند برای شناسایی دانش‌آموزان در معرض خطر، طراحی مداخلات آموزشی و روان‌شناختی هدفمند و پیشگیری از افت تحصیلی و ترک تحصیل مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روانسنجی مقیاس هدف زندگی برای نوجوانان در جمعیت نوجوانان ایرانی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733229.html</link>
      <description>هدفمندی یکی از عوامل کلیدی در رشد سالم نوجوانان است، اما ابزارهای دقیق برای سنجش آن، به‌ویژه در ایران، محدود است. این پژوهش با هدف توسعه مقیاسی معتبر برای سنجش هدفمندی در نوجوانان شهر زنجان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی-همبستگی با تأکید بر تحلیل عاملی تأییدی بود. ارزیابی ویژگی‌های روانسنجی ابزار شامل بررسی اعتبار و روایی بود. این مطالعه بر روی ۳۹۰ دانش‌آموز دوره متوسطه اول و دوم شهر زنجان (متوسط سن 16/08) با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس صورت گرفت. نتایج نشان داد که مقیاس از اعتبار (پایایی) قابل قبولی برخوردار است؛ ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/75 و برای زیرمقیاس‌ها بین 0/70 تا 0/77 به دست آمد، و ضریب همبستگی بازآزمایی پس از یک هفته 0/88 بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که هدفمندی به‌عنوان یک سازه مرتبه بالاتر، از طریق چهار عامل شامل دستیابی به هدف، خودافزایی، جهت‌گیری شغلی و جهت‌گیری ارتباطی قابل بررسی است. این ساختار در تحلیل عاملی نیز تأیید و مشخص شد که هدفمندی با بهزیستی روان‌شناختی و معنا در زندگی ارتباط نزدیکی دارد. مقیاس هدف زندگی برای نوجوانان، ابزاری معتبر و قابل اعتماد است که می‌تواند به شناسایی و تقویت مسیر زندگی در دوره حساس نوجوانی کمک کند. این ابزار نه تنها در پژوهش‌های مرتبط با هدفمندی، بلکه در ارزیابی مداخلات مؤثر برای ارتقای بهزیستی روان‌شناختی نوجوانان نیز قابل استفاده است. این مقیاس با توجه به ویژگی‌های روانسنجی مطلوب خود، بستری مناسب برای پژوهش‌های آینده در حوزه روان‌شناسی رشد و مداخلات آموزشی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییرناپذیری ساختار عاملی و ویژگی&amp;shy; های روانسنجی آزمون غیرکلامی هوش اسنایدرز- اومان برای کودکان 5/2 تا 7 سال (SON-R 2&amp;frac12;-7) در بین دختران و پسران</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733230.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرناپذیری ساختار عاملی و ویژگی‌های روانسنجی آزمون غیرکلامی هوش اسنایدرز&amp;amp;ndash;اومان (SON-R2.5-7) درمیان کودکان دختر و پسر ۵/۲ تا ۷ سال بود. اطمینان از برابری عملکرد ابزارهای سنجش در گروه‌های مختلف جمعیت‌شناختی، به‌ویژه جنسیت، از الزامات اساسی در تفسیر معتبر نتایج آزمون‌های روان‌شناختی به شمار می‌آید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان 2/5 تا ۷ سال ساکن شهر تهران در سال ۱۳۸۴ بود. نمونه پژوهش شامل ۱۱۲۶ کودک (۶۱۵ پسر و ۵۱۱ دختر) است که به‌عنوان بخشی از یک نمونه بزرگ‌تر ۲۸۵۲ نفری، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای از مهدکودک‌های تحت نظارت سازمان بهزیستی و وزارت آموزش‌وپرورش شهر تهران انتخاب شدند. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار آماری R و با استفاده از روش‌های پیشرفته تحلیل داده مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله نخست، تحلیل عاملی اکتشافی به‌منظور شناسایی ساختار زیربنایی آزمون انجام شد و نتایج آن وجود یک ساختار دو عاملی را تأیید کرد. سپس، به‌منظور بررسی برازش مدل پیشنهادی، تحلیل عاملی تأییدی اجرا شد که شاخص‌های برازش، کفایت مدل دو عاملی را نشان دادند. در ادامه، به‌منظور ارزیابی تغییرناپذیری اندازه‌گیری آزمون در دو گروه جنسیتی، تحلیل عاملی تأییدی چندگروهی (MG-CFA) در سطوح مختلف انجام شد. نتایج حاکی از برقراری تغییرناپذیری اندازه‌گیری بین دختران و پسران بود. از آنجا که تغییرناپذیری اندازه‌گیری یکی از شواهد بنیادی روایی سازه محسوب می‌شود، یافته‌های این پژوهش اعتبار سازه آزمون غیرکلامی هوش اسنایدرز&amp;amp;ndash; اومان را تأیید می‌کند. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که این آزمون ابزاری روا و معتبر برای سنجش هوش کودکان دختر و پسر ۵/۲ تا ۷ سال در مطالعات و ارزیابی‌های بالینی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه &amp;shy;های روان&amp;shy;شناختی نوجوان ایرانی: مطالعه اولیه ساخت ابزار</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733231.html</link>
      <description>سنجش سرمایه‌های روان‌شناختی نوجوانان، پیش‌نیاز اجرای برنامه‌های پیشگیری از مشکلات فردی و اجتماعی و ارتقاء نیک‌زیستی روان‌شناختی است. با توجه به نبود ابزار بومی، پژوهش حاضر با هدف ساخت ابزاری برای سنجش سرمایه‌های روان‌شناختی نوجوانان ایرانی بر اساس الگوی کوویتالیتی (فورلانگ و همکاران، 2014) انجام شد. این پژوهش بنیادی و توصیفی-پیمایشی شامل دو مرحله ساخت و استانداردسازی ابزار بود. ابتدا 408 آیتم طراحی شد که پس از بررسی‌های اولیه به 180 آیتم کاهش یافت. در مرحله بعد، نسخه مقدماتی با 120 آیتم در نمونه‌ای 403 نفری از دانش‌آموزان 12 تا 18 سال شهر تهران بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 و بررسی روایی ملاکی از ابزارهای همراه تنظیم هیجانی (گارنفسکی و کرایچ، 2007)، طرد همسالان (طهماسیان، 1384)، خودکارآمدی (موریس، 2001)، قدردانی (کالوگ و همکاران، 2002) و همدلی (ووزن و همکاران، 2015) استفاده شد. تحلیل عاملی نشان‌دهنده وجود چهار بلوک باور به خود (با زیرمقیاس‌های خودکارآمدی، خودآگاهی و ماندگاری)؛ باور به دیگران (با زیرمقیاس‌های حمایت مدرسه، حمایت همسالان و حمایت خانواده)؛ شایستگی هیجانی (با زیرمقیاس‌های تنظیم هیجانی، همدلی و خودمهارگری)؛ مشغول‌بودن به زندگی (با زیرمقیاس‌های قدردانی، اشتیاق و خوش‌بینی) بود. ضرایب همگونی درونی عوامل و بلوک‌ها بین 0/22 تا 0/93 و ضرایب همبستگی با کل مقیاس بین 0/58 تا 0/87 محاسبه شد. ضریب آلفای کل ابزار 0/93و ضرایب روایی ملاکی آن بین 0/25 تا 0/55 بود. مقیاس سرمایه‌های روان‌شناختی نوجوانان از روایی و اعتبار مناسب برای جامعه ایرانی برخوردار است و می‌تواند در حوزه‌های آموزشی، ارتقایی، درمانی و پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌ های روانسنجی مقیاس طرز فکر رشدی در نمونه ایرانی</title>
      <link>https://ijpa.znu.ac.ir/article_733232.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر، ویژگی‌های روانسنجی مقیاس طرز فکر رشدی شامل پایایی، روایی و ساختار عاملی آن مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان و دانشجویان ۱۵ تا ۳۰ ساله شهر زنجان در سال ۱۴۰۳ بود. با توجه به نامشخص بودن حجم دقیق جامعه، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامعین و با سطح خطای&amp;amp;nbsp;0/05، برابر با ۳۸۴ نفر برآورد شد. با در نظر گرفتن احتمال عدم پاسخ‌گویی برخی شرکت‌کنندگان، پرسشنامه‌ها به‌ صورت آنلاین از طریق پایگاه اینترنتی پرس لاین در میان ۴۲۰ نفر از افراد گروه هدف توزیع شد. پس از حذف ۴۲ پرسشنامه ناقص، داده‌های ۳۷۲ نفر وارد تحلیل نهایی گردید. برای بررسی روایی همگرا، پرسشنامه چندبعدی اشتیاق دانشجویان (SES) به کار گرفته شد و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-27، Lisrel-10.2 و JASP &amp;amp;nbsp;مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار تک عاملی مقیاس همانند نسخه اصلی، برازش مناسبی دارد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/82 و ضریب بازآزمایی بافاصله دو هفته 0/87 به دست آمد که بیانگر پایایی مطلوب ابزار است. ضریب همبستگی بین نمره طرز فکر رشدی و اشتیاق دانشجویان برابر با 0/33 و در سطح معناداری کمتر از 0/01 بود که نشان‌دهنده روایی همگرای مقیاس است. علاوه بر این، شاخص‌های روایی محتوایی (CVI و CVR) برای همه گویه‌ها به ترتیب بالاتر از 0/90 و 0/80 گزارش شد. در مجموع، یافته‌ها حاکی از آن است که مقیاس طرز فکر رشدی ابزاری معتبر و پایا برای سنجش این سازه در جمعیت دانش‌آموزان و دانشجویان محسوب می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
